MAD2
 
 

گناهم را نمیدانم،

تقاصم را سبکتر کن،

مرا این گونه آزردن،

خدا را خوش نمی‌آید،

مرا از غم رهایم کن،

جوابی ده مرا یارا که این سان بودن و مردن،

خدا را خوش نمی‌آید،

بگو جانا گناهم چیست که اینگونه سزاوارم؟

که هر شب خون دل خوردن

خدا را خوش نمی‌آید،

دلی پر درد و آه دارم،

که آن را غرور من بها دار زیر پا بردن

خدا را خوش نمی‌آید?

 

15/12/89                                  19:40




موضوع مطلب :

ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 89 اسفند 15 :: 7:31 عصر :: توسط : I-MaD

درباره وبلاگ
چه قدر سخت است منتظر کسی باشی که هیچ وقت فکر آمدن نیست .
پیوندها
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
آمار وبلاگ
بازدید امروز: 14
بازدید دیروز: 15
کل بازدیدها: 99431